ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

بچه های شین آباد قربانیان یک نظام ضد مردمی اند!


بچه های شین آباد قربانیان یک نظام ضد مردمی اند!

دیروز سیران یگانه، دختر دانش آموز دبستانی از روستای شین آباد پیرانشهر بر اثر سوختگی مجرای تنفسی و ریه هایش جان داد. او یکی از 32 دانش آموزی بود که هفته پیش بخاری مدرسه شان آتش گرفت و دچار سوختگی شدید شدند. حال 7 تن دیگر از آنان هم وخیم گزارش شده است.
اگر کسی هست که این فاجعه را رویدادی عادی تلقی می کند باید به سلامت عقلش شک کرد. به کسانی که از شنیدن خبر این فاجعه ککشان هم نمی گزد و بی تفاوت از کنارش می گذرند چه عنوانی می توان داد؟ آنچه بر کودکان دبستانی شین آباد گذشته نه اتفاقی است و نه ربطی به قضا و قدر و شانس دارد. سوختن جوانه های امید مردم جنایت دیگری است از زنجیرۀ بلند جنایات نظام حاکم.
این اولین بار نیست که مدرسه ای در مناطق محروم کشور دچار آتش سوزی در فصل سرما می شود. بخاری های معیوب و کهنه همیشه آماده آتش گرفتن و انفجارند. وزارت آموزش و پرورش تامین تجهیزات رفاهی برای مدارس کشور و رسیدگی به مشکلات ایمنی و بهداشت و درمان دانش آموزان را وظیفۀ خود نمی داند. این ها فقط وظیفۀ مغزشویی و ترویج خرافه، اسلامی کردن کتاب های درسی و پاکسازی معلمان و دانش آموزانی که مخالف ظلم و بی عدالتی اند را تقبل کرده اند. در جمهوری اسلامی هیچکس در این موارد پاسخگو نیست. اگر چه وزیر آموزش و پرورش زیر لب «عذرخواهی» کرده اما فورا تقصیر را به گردن سرایدار مدرسه و کارخانۀ بخاری سازی انداخته است. در جمهوری اسلامی این نوع «عذرخواهی»ها، مصلحتی است. اشک تمساح است. با توجه به بحران و دعواهای درونی نظام ضد مردمی و نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری ناگزیرند چنین ژست های عوامفریبانه ای بگیرند.
کودک سوزی در شین آباد پیرانشهر را بگذارید در کنار وضع روستاهای محروم و آسیب پذیر آذربایجان، خراسان، بلوچستان یا هر گوشۀ دیگر کشور در روزهای زلزله و سیل و توفان. بگذارید در کنار وضعیت وخیم ایمنی کارگاه های ساختمانی و دخمه هایی که اسم تولیدی روی آن گذاشته اند. نظام سرمایه داری حاکم توسط یک طبقۀ فاسد و استثمارگر آخوند ـ پاسدار مدیریت می شود. این ها هزاران میلیارد تومان «سود قانونی» به جیب می زنند و هزاران میلیارد تومان دیگر را هم اختلاس می کنند. در این نظام صحبت از سوانح کار یا فجایع طبیعی، گول زننده است. بخش بزرگی از لطمات انسانی و مالی که نصیب مردم می شود ناشی از خطای فردی یک کارگر یا بی توجهی اهالی این روستا و آن شهر نیست. این ها رویدادهایی قابل اجتناب اند، فقط اگر طبقه استثمارگر در قدرت نباشد. فقط اگر شهوت کسب حداکثر سود و آویزان شدن به امتیازات فردی، ایدئولوژی حاکم بر جامعه نباشد. فقط اگر نظامی بر سر کار باشد که برای جان مردم ارزش قائل باشد و آنان را برده محسوب نکند. نظامی باشد در جهت منافع مردم زحمتکش و متکی به آگاهی انقلابی و توان تولیدی و قدرت سیاسی خود این مردم. نظامی باشد که به جای توسل به آسمان و خواندن دعای وحشت، دانش پیشرفته بشری را در پیوند با  انرژی و توان و ابتکار مردم، برای مبارزه با دشواری های طبیعی به کار بگیرد.
مردم! داغ دیدگان امروز و دیروز! صدای اعتراض خود را به جنایت نظام در شین آباد پیرانشهر به هر شکل ممکن بلند کنید! نگذارید که مسئولان و مسببان این فاجعه باز هم بدون پاسخگویی مساله را از امروز به فردا بیندازند تا فراموش شود. نگذارید که چهره های فریبکار رژیم پرچم «دادخواهی» قربانیان این فاجعه را برای منافع شخصی و جناحی خود در دست بگیرند و نقش تعیین کننده نظام در وقوع چنین رویدادهایی را بپوشانند. اعتراض خود را چنان بلند فریاد کنیم که همه شان بفهمند بالاخره حق مسلم شان را کف دستشان خواهیم گذاشت.
«آتش»
20 آذر 1391